بازدید: 2464 | تاریخ انتشار: پنجشنبه ، 30 مرداد 1393 ، 08:45 | کد خبر: 394 |

محصول گندم که به خوشه نشسته و آماده درو می شد، گروه زیادی از مردم و عمدتا جوانان روستا، با طلوع خورشید داس های خود را تیز کرده به دشت می زدند و پیش از آنکه آفتاب سر بر بالین شب بگذارد، گندم های یکی از هم روستاییان خود را خرمن می کردند.


این سنت زیبا در روزهای بعد و بعدتر نیز ادامه می یافت و هر روز گندم یکی از اهالی خرمن می شد و در این میان بخصوص آنان که غریب تر بودند و یا خانواده کم جمعیت تری داشتند، نیز احساس تنهایی نمی کردند.

سنت انسانی ایازی یا یووار از دیرباز در روستاهای شهرستان فاروج رایج بود که با گذر زمان غبار فراموشی بر آن نشسته و اکنون نسل جوان با آن آشنایی کمتری دارد.

صفا و صمیت زندگی روستایی ناشی از سنت های زیبایی است که نسل به نسل منتقل شده اما در دهه های اخیر شاهد کمرنگ شدن آن هستیم، در گذشته در هر فصل و مناسبتی سنتی متناسب با آن رایج بود و در بطن بیشتر این آیین ها گرایش به گرد هم آمدن و در کنار هم بودن مشهود بود.

یکی از پژوهشگران شهرستان فاروج در این خصوص می گوید: زمان برداشت محصول یکی از فصولی است که سنت های مختلفی در آن رایج بوده است و یکی از این سنت های زیبا ایازی یا به اصطلاح محلی در روستاهای شهرستان فاروج ˈیووارˈ است.

حسن اسفندیاری می افزاید: تفاوت آب و هوا در روستاهای شهرستان فاروج زمینه ساز تنوع در محصولات شده و هر نوع سردرختی و محصولات کشاورزی در آن قابل مشاهده است.

وی گفت: محصولات دیمی همچون جو، گندم، نخود، لوبیا و عدس که نیاز به آبیاری هم ندارند به وفور کشت می شد و با توجه به اینکه این محصولات در زمین هایی با فاصله زیاد از روستا کشت می شد و با توجه به تابستان های بسیار گرم شهرستان، برداشت آن کاری سخت و توانفرسا بود.

وی افزود: جمع آوری این محصولات حتی مدت زمان زیادی به طول می انجامید به همین منظور برای جمع آوری محصولات از قدیم بین مردم این منطقه آیین زیبایی به نام ایازی که برای همکاری در جمع آوری محصولات است، رایج بوده است.

این پژوهشگر با اشاره به اینکه در این آیین، گروهی از شمال زمین و گروهی دیگر از جنوب زمین شروع به جمع آوری محصولات می کنند و 10 تا 15 خانوار با هم به نوبت محصولات را جمع آوری می کنند و میزبان تنها وظیفه تامین راحتی و مهیا کردن چای و پذیرایی را عهده دار است و هیچ مزرعه ای، هرچند وسیع نمی توانست بیش از چند ساعت در برابر این گروه ها دوام بیاورد.

وی با اشاره به اینکه بر روی هر زمین حداقل چهل تا پنجاه نفر مرد جوان به کار مشغول می شدند، افزود: این کار عمدتا با خواندن آوازهای محلی هم همراه بود و یک نفر به آواز اشعاری متناسب با فصل برداشت می خواند و دیگران هم او را همراهی می کردند و به عبارتی این کار برای امان ندادن به خستگی بود.

اسفندیاری به مراحل کار نیروهای کمکی اشاره کرد و گفت: این افراد در یک خط مستقیم نشسته و جمع آوری محصول را همزمان آغاز می کردند و هر فرد باید محصول جلو روی خود را به پهنای حدود دو متر تا پایان جمع آوری می کرد و در مرحله بعد دوباره افرادی که کارشان تمام شده بود به یاری کسانی که عقب مانده بودند می شتافتند.

سپس تمام دسته های کوچک جمع آوری شده را در چند نقطه زمین انباشته و مرحله آخر افراد مسن تر و با تجربه این محصولات را که اغلب جو، گندم، نخود، یونجه، عدس، لوبیا و .... بود به صورت دسته ای بزرگتر آماده کرده و در پایان روز با استفاده از چهارپایان به خرمنگاه منتقل می کردند.

اسفندیاری افزود: برداشت محصول با این شیوه برای جوانترها خاطرات خوبی از کار جمعی و یاری به دیگران رقم می زد و این سنت زیبا، اکنون نیز اگر چه نه به گستردگی آن روزها، در برخی روستاها که فاصله زیادی با شهر دارند، رواج دارد.

در گذشته آداب و رسوم جوامع انسانی سینه به سینه منتقل می شد و فرزندان از پدر و مادر می آموختند که چگونه رفتار کنند اما امروز نسل جدید سینه به سیما داده و در پای صفحه شیشه ای تلویزیون که گاه منبع فرستنده آن هم در خارج از کشور مستقر است آداب می آموزد بدون آن که بدان رسم آن چه بود و شاید از همین مسیر به توان به آنها آموخت که روش گذشتگان برای بهتر بودن و بهتر زیستن چه بود.

اضافه کردن نظر


يكشنبه, 02 مهر 1396

آمار بازدید


mod_vvisit_counter-------------------26
mod_vvisit_counter-------------------545
mod_vvisit_counter-------------------26
mod_vvisit_counter-------------------3872
mod_vvisit_counter-------------------10577
mod_vvisit_counter-------------------15411
mod_vvisit_counter-------------------481056